تبليغاتX
یاد ان روزها
یاد ان روزها



16

 

 

سلام

من اصلا حالم خوب نیست و نمیتونم بنویسم از نظر روحی خیلی خرابم تو این مدت هم سعی میکردم

تا حالم خوب بشه و بتونم بیام و بنویسم اما نشد من نمیدونم کی حالم خوب میشه و میام اما این و

میدونم که شما ها من و فراموش نمیکنین . الانم که دارم اینارو مینویسم نا خداگاه گریم گرفته امیدوارم

اینارو پاک نکنم الان ۲ ساعته که دارم مینویسم و همش پاک میکنم  

ممنون از همتون

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

سه شنبه 3 دی1387 توسط مانا |

15

اگه دل را به رویای تو بستم اگه از بغض پاییزت شکستم

نمی دونی تو این شب گریه ی تلخ هنوز مدیون چشمای تو هستم

تو معصومی مثه اندوه بارون مثه تنهایی یک معبد دور

نشد قسمت کنیم تنهاییمونو تو این فصل حریق آینه و نور

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

سه شنبه 23 مهر1387 توسط مانا |

14

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir رفتی بدونه این که بدونی چی و تو وجود من خاک کردی  و رفتی

گلی که تازه غنچه داده بود که باز بشه رو خشک کردی و رفتی

کاشششششششششششششششششششششششش بودی  خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

دارم بدن تو دیووووووووووووووووووووونه میشم این و میفهمیییییییییییییییییییی

جای خالیت داره من و روانیییییییییییییی میکنه

خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بی معرفتی تو که میگفتی هیچ وقت

تنهام نمیزاری دیدی رفتی و تنهام گذاشتیییییییی دیدی !!!!

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

دوشنبه 1 مهر1387 توسط مانا |

13

 

سر تا پای‌ خودم‌ را كه‌ خلاصه‌ می‌كنم، می‌شوم‌ قد یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ كه‌ ممكن‌ بود

 یك‌ تكه‌ آجر باشد توی‌ دیوار یك‌ خانه، یا یك‌ قلوه‌ سنگ‌ روی‌ شانه‌ یك‌ كوه،

یا مشتی‌ سنگ‌ریزه،

 ته‌ته‌ اقیانوس؛

 یا حتی‌ خاك‌ یك‌ گلدان‌ باشد؛

خاك‌ همین‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره.

یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ ممكن‌ است‌ هیچ‌ وقت،

هیچ‌ اسمی‌ نداشته‌ باشد و تا همیشه، خاك‌ باقی‌ بماند، فقط‌ خاك.

اما حالا یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ وجود دارد كه‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بكشد

 ببیند، بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد.

 یك‌ مشت‌ خاك‌ كه‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود، انتخاب‌ كند، عوض‌ بشود، تغییر كند.

 

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

یکشنبه 24 شهریور1387 توسط مانا |

12

 

اي تو آمده از شهر دلربايي

اي تو از جانم گرفته غم بي صدايي

من با تو آمدن را دوست دارم

من دوست داشتنم را با تو دوست دارم

من آسمانم را براي تو كنار گذاشته بودم

تو رفتي بي من ، من بي تو تنها مانده ام

تو يك شهر بودي ، من یك كوچه پر از برگهاي تنهايي

اي تو از سكوت جان گرفته جان من را با سكوت خويش نگير

جاي پاهايت از كوچه خيالم رد گم نكردند

بي تو تنها مانده ام

 

 

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

یکشنبه 10 شهریور1387 توسط مانا |

11

بیا

که سهراب با تو نیازی به نوشدارو ندارد

که مجنون با وجودت دل از لیلی می کند

که با عطر وجودت انسان نیازی به هوا ندارد

که زمین تشنه با تو نیازی به آب ندارد

که گیاه را با وجودتو نور خورشید به چه کار آید

که دل گرفته آسمان با نگاه به چهره ی زیبایت صاف خواهد شد

که شب با وجودت روشن خواهد شد

که آینه ها با تو تجلی زیباتری به انسان می نمایانند

که غروب های غم انگیز با تو معنایی ندارند

که کودک عقل بشر با وجود معلمی چون تو پا به ورطه ی پختگی می نهد

که فردا با وجود تو خواهد آمد

که کوه مشکلات با همراهی تو سبک تر از پر کاهی خواهد بود

که پای هیچ بچه آهویی با وجود تو در بند صیادان نخواهد ماند

که نسیم با بودن تو می وزد

که گل با تو بویی خوش دارد

که صورت رنگ پریده ی حقیقت با تو در حال می شود

که نهال خشکیده ی انسانیت و رافت با بودن تو از نو می شکفد

که همه چیز با تو هست و همه چیز بی تو نیست

 

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

یکشنبه 3 شهریور1387 توسط مانا |

10

آموخته ام

آموخته ام... كه زندگي دشوار است،

اما من از او سخت ترم

آموخته ام...

كه كوتاهترين زماني كه من مجبور به كار هستم، 

بيشترين كارها و وظايف را بايد انجام دهم

 آموخته ام...

كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند، 

اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد 

كه در حال بالا رفتن از كوه هستيم

آموخته ام...كه فرصتها هيچ گاه از بين نميروند،

بلكه شخص ديگري فرصت از دست رفته ما را تصاحب خواهد كرد

آموخته ام....

كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشق بشويم  

آموخته ام...

كه لبخند ارزانترين راهي است كه ميتوان توسط آن نگاه را وسعت داد

آموخته ام...

كه نميتوانم احساسم را انتخاب كنم،

اما مي توانم نحوه برخورد با آن را انتخاب كنم

 

                                                    


  

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

شنبه 26 مرداد1387 توسط مانا |

9

نشانی خانه ات را گم کرده ام!!

اصلاً مرا با خانه تو چکار

 وقتی نمی دانم هنوز "آنجا"یی یا نه؟ 

من این روزها باز خیابانگردِ یادِ تو شده ام!

خیابان ایتالیا

 تجریش

بازارچه ی امامزاده صالح...

یادت می آید چقدر به امامزاده ای می خندیدیم که نمی دانستیم "آنجا"ست یا نه؟!

حالا تو هِی بخند...!

هِی بخند به منِ خیابانگردِ گم شده!

هِی بخند به منی که نمیدانم"آنجا"یی یا نه؟!

بخند...

مثل روز آخر

وقت خداحافظی-

یادت می آید؟؟

گفتی:

"فردا که به دیدنم آمدی

برام یه کاکتوس بیآر

 می خوام مجبورت کنم اونو تو مشتت بگیری...!!"

تو به پونز روی صندلی فکر می کردی:

خنده ی من

و دادِ تو...!!-

خندیدم:

"اصلاً کی گفته فردا بیآم ببینمت...؟!"

و رفتم...

 حالا تو هِی بخند...!

هِی بخند به دستهای منتظر من و

تیغهایِ کاکتوسِ رویِ میز...

 هِی بخند به ترسِ من از گم کردنِ نشانیِ خانه ات...

می دانم قطعه ی 19 بودی

اما ردیفت...؟؟!!

 حالا تو هِی بخند...!

هِی بخند به منی که بعد از این همه سال

هنوز به نشانیِ گلدانِ خالیِ همسایه ات به دیدنت می آیم!!

 حالا تو هِی بخند...!

هِی بخند به منی که بعد از رفتنِ تو

از هر چه بهشت است متنفرم

 چه "بهشتِ برین" باشد

 چه "بهشتِ زهرا"...


اما باز هر هفته

برای دیدنت به بهشت می آیم

 به "بهشتِ تو"...

       

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

یکشنبه 20 مرداد1387 توسط مانا |

8

       

بذار يواش شروع كنم سلام گلم . همنفسم


آرزوهام راضي شدن ديگه بهت نمي رسم


گفتم چيا گفتي بهم؟ گفتي كه آينده داري


دنيا همش عاشقي نيست گريه داري. خنده داري


گفتم كه گفتي من باشم به لحظه هات نمي رسي


به قول دل شايد دلت گرو باشه پيش كسي


خلاصه گفتم كه چشات قصدرسيدن نداره


روياها كاله و دسات خيال چيدن نداره


گفتم كه گفتي زندگيت غصه داره . سفر داره


هم واسه من. هم واسه تو. با هم بودن خطر داره


گفتم تو گفتي روياها مال شباي شاعراست


شهامتو كسي داره كه شاعر مسافراست


مسافرا اون آدمان كه با حقيقت مي مونن


تلخياشو خوب مي چشن . غصه هاشو خوب مي دونن


گفتم فقط مي خواي واست يه حس محترم باشم


عاشقيمو قايم كنم تو طالع تو كم باشم


گفتم كه گفتي ما دوتا به درد هم نمي خوريم


ولي يه جا مثل هميم. هر دو مون از غصه پريم


گفتم تو گفتي مي تونيم يادي كنيم از همديگه


اما كسي به اون يكي ليلي و مجنون نمي گه


گفتم تو گفتي سهممون از زندگي جداجداست


حرف تو رو چشم منه ..اما اينام دست خداست


هر چي كه تو گفته بودي گفتم به دل بي كم و بيش


حال خودم؟ نه راه پس مونده برام . نه راه پيش


دلم كه حرفاتو شنيد . اول كه باورش نشد


ولي نه. بهتره بگم .نفهميدش . سرش نشد


يه جوري مات و غمزده فقط به دورا خيره شد


رنگ از رخش . نه نپريد . شكست و مرد و تيره شد


بلور روياهام ولي . چكيد مثله خواب تگرگ


آرزوهام از هم پاشيد . رسيد ته كوچه مرگ


راستش ازم چيزي نموند . به جز همين جسم ظريف


خوب مي دوني چي ميكشه غريب تو خونه حريف


نگي چرا نوشته هام لطيف و عاشقونه نيست


روياو آرزو كه هيچ . حتي دل ديونه نيست


دوستت دارم . چه توي خواب . چه توي مرگ و بيداري


فداي يه تار موهات . كه منو دوستم نداري


مواظب خودت باش . زندگي گرگه مهربون


خداي روياي منم .. هنوز بزرگه مهربون

        

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

چهارشنبه 16 مرداد1387 توسط مانا |

7

        

وقتی که می بارد

سنگینی بارش نگاهش را

بر صورتم حس میکنم

قطرات عشق روی گونه ام می ریزد

ردپای باران بر چهره ام نشسته

خیسی نرمی بر کف دستانم

که دعاگونه برایش دراز گشته لمس می کنم

چشمانم را می بندم

تا شویندگی بار سنگین غمم را حس کنم

باران عشق روی قلبم

زمهریر مرگ را اب می کند

        

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

سه شنبه 15 مرداد1387 توسط مانا |



ای کاش می شد

فهمید در دل آسمان

چه می گذرد

که امشب با ناله ای بغض آلود

بر دیار این دل خسته

اشک می ریزد





16
15
14
13
12
11
10
9
8
7

RSS 2.0


بهترین و جدیدترین کدها ی موزیک و جاوا در وبساز

Designed By ParsTheme